|
نرم مثل نم نم بارون
...و اینک باران برلبه ی پنجره ی احساسم می نشیند
تبریک میگم...
با همه ی وجودم اولین باری رو که به دنیا لبخند زدی رو بهت تبریک میگم.... شاید... ولی میگم با همه ی وجودم بهت میگم دوستت دارم.... تا همیشه... همیشه ی همیشه... تولدت مبارک... برایت زندگی میکنم تا بدانی با همه ی وجودم دوستت دارم و دوستت خواهم داشت... "چنان به نام باهم زیستن تیغ بر ابریشم عشق می کشیم که ساده و راحت فراموش می کنیم برای هم زیستن را..." ازت ممنونم واسه همه چیز... همیشه واست آرزوی بهترین ها رو دارم و امیدوارم تو دنیا به هرچی میخوای برسی... این عکس هم تقدیم به تو واسه این که هر دو مون تنهاییم و هر دو مون عاشق بارون...
چه زیباست به یاد تو با چشمهای خسته گریستن چه زیباست همیشه در تنهایی ترا حس کردن چه زیباست در خیال با تو زندگی کردن عزیزم نام تو بر قلبم حک شده تا فراموشت نکنم عزیزم همچون نفس کشیدن ترا به خاطر می سپارم یک روز دیگر هم بدون تو گذشت ...
از مهمانان عزیز هم تقاضا داریم با خوراکی های پست قبل از خودشون پذیرایی کنن. هدیه هم یادشون نره... حالا به افتخار خودتون یه دست خوشگل!!!! هوی عمو دست بزن مگه با تو نیستم؟ آفرین ... حالا شد یه چیزی! ترنم خانوم حالا یه نظری چیزی بذاری مطمئن باش من ناراحت نمیشم از شما هم چیزی کم نمیشه...! خوب دیگه من برم الان بابام خفه ام می کنه... آخه ۲۴ شبانه روز رو دارم تو نت می گردم...! خوب دیگه بابای
شنبه بیست و پنجم مهر 1388 :: 14:21 :: نويسنده : دل بارونی من درباره وبلاگ ![]() نمي دانم چرا امشب واژه هايم خيس شده اند مثل آسماني که امشب مي بارد.... baran.lovely1995@yahoo.com پيوندها |